
داستان رمانتیک "کیله لی جانم " کیله لی جانم یکی از نواهای قشنگی است که حکایت از داستانی رمانتیک دارد. دختر و پسری که اسم او کیتاو بود باهم هم قسم شده بودند تا ازدواج کنند ولی دختر به خواست خانواده با کسی دیگر ازدواج می کند . داستان سراها در عروسیها و در حالی که دختر داشت عروس می شد این داستان را نقل می کنند: "استاد هادی حمیدی خواننده خوش صدای تالش آنرا با زیبایی هرچه تمامترخوانده است " کیله لی جانم کیله لی نازر به جانم کیله لیهیچی موایه کیله خِته... چه روکه خوا من را واتهکیتاوی قسمی اَی گتهکیله لی جانم کیله لی.... نازر ب جانم کیله لیکیله دریه بزین...
ادامه مطلب
فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و به کار افتاده یافتی اگرهنگام غذا خوردن ،لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگرصحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن به یاد بیاور ،وقتی کوچک بودی ، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم وقتی نمی خواهم به حمام بروم ،مرا سرزنش نکن وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز ،سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده وعصبانی نشو وقتی پاهایم توان...
ادامه مطلب