
فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و به کار افتاده یافتی اگرهنگام غذا خوردن ،لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگرصحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن به یاد بیاور ،وقتی کوچک بودی ، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم وقتی نمی خواهم به حمام بروم ،مرا سرزنش نکن وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز ،سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده وعصبانی نشو وقتی پاهایم توان...
ادامه مطلب