
بر این مبنا و با توجه به سایر تعاریف در باب واژه تات و تاجیک (بار تولد1373:59،همام1373:98،فیلد1343:56،بازن1367:438،محیط طباطبائی 1372 :103) مهمترین مولفه مشترک در این تعاریف اینست که این واژه ها ، نماد هویت غیریت و متمایز بودن از اجتماعی فرهنگی و قومی حاکم هستند، یعنی واژههاییاند که برای تمایز میان خود و دیگری ، عمدتاً از جانب صاحبان قدرت و با معنایی تحقیرآمیز به کار رفته اند. در باب منشاء این واژه ها باید نظر هنینگ را پذیرفت که این واژه ها اصلاً ترکی هستند و نوعی معنای تحقیرآمیز در آنها نهفته است و صاحبان قدرت یعنی ترکان مسلط (بعد از جریانات تاریخی ورود گسترده ترکان از دوران غزنویان و سلاجقه به اینسو ) ، زیردستان خویش (بومیان ایرانی) را برای اینکه از خودشان تفکیک کنند، تات یا تاجیک میگفتهان...
ادامه مطلب
کاربرد واژه "خدا"در ادبیات تاتهای شاهرود نکته: گویش کلمه خدا در میان تاتهای شاهرود همانند تلفظ فارسی آن بیان می شود خدا سر شاهدِه : یعنی خدا به سر شاهد است. باخدایه دِه. یعنی با خداست دیگه. خدا رحم بکرده.یعنی خدا به تو رحم کرده است. خدا برَسس. یعنی خدا به تو توجه نموده یا به داد تو رسیده . خدا آواد بکَره. یعنی خدا آباد کند.. خدا مبارک بکَره. یعنی خدا برایت مبارک کنه. خدا قوت بدَه: یعنی خدا به تو قوت بدهد. خدا برکت بدَه: یعنی خدا به تو برکت بدهد. خدا ته خیر بدَه: یعنی خدا به تو خیر عطا فرماید. خدا زانه: یعنی خدا میداند. خدا مصلحت شُکر: یعنی برمصلحت خداوند شکر. ...
ادامه مطلب